تبليغاتX
بانوی فروردینی

بانوی فروردینی

۴-۵ روزه مهمون داریم عمه جان و شوهر عمه جان تشریف آوردن و مشغول مهمان نوازی هستیم... وقتی مهمونی برامون بیاد معمولا اطراف شهر و جاهای دیدنی میریم و ایندفعه به سفارش شوهر خواهرم رفتیم کلیسای سنت استپانوس

کنار رود آراز (ارس) منظره فوق العاده زیبائی داره و کلیسای زیبائیه ولی از شانس ما هر چی مدرسه تو منطقه بود تصمیم گرفته بودن بچه ها رو برای اردو بیارن کلیسا ولی در کل روز خوبی بود

اینم عکس کلیسای سنت استپانوس

با ۴تا از دوستان و خواهرم مینا داریم سه شنبه میریم مشهد ... آقا سعید مهمون نمیخواین ... دوستان بعلت اینکه من توی سفر رفتن سابقه دارتر از همه هستم منو کردن مدیر گروهمون ... نمیدونن خودشون رو دست کی سپردن

خلاصه که حلالم کنین

دریاچه ارومیه هم که کلا داره از بین میره اونوقت آب دریای خزر رو میریزن وسط کویر که کویرو آباد کنن و آذربایجان رو کویر کنن


نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت | لینک ثابت |

به قـــولِ ......

به قـــولِ بابام
ديکتـاتـور اون بچّه ي دو ساله ست که بيست نـفر مجبورند به خاطــر اون کـارتون نگاه کنند
 
به قـــولِ داییم،
اگه خر اعتماد به نفس بعضی ها رو داشت الان سلطان جنگل بود...
 
به قـــولِ لامارتین شاعر فرانسوی ،
تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا . . .
 
به قـــولِ مارتین لوتر کینگ،
گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است...!
 
به قـــولِ مایکل اسکوفیلد
همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی.
 
به قـــولِ خسرو گلسرخی:
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده ایم...!
 
به قـــولِ زنده یادحسین پناهی
تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت
زوووووووو.....
تمرین روزهای نفس گیرزندگی بود
 
به قـــولِ چارلی چاپلین
آموخته‌ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید
پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می‌توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
 
به قـــولِ چارلی چاپلین
شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز...!
 
به قـــولِ حسین پناهي
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..
 
به قـــول ارنستو چه گوارا
دستم بوی گل میداد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند...
اما هیچ کس فکر نکرد که شاید
...
یک گل کاشته باشم
...!
 

به قـــولِ حسین پناهی
این آینده ,کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟
 
به قـــولِ والت ویتمن
زندگی به من آموخت؛
بودن با كسانی كه دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است.
 
به قـــولِ ژان پل سارتر
از همه اندوهگین تر شخصی است كه از همه بیشتر می خندد!
 
به قـــولِ مارک تواین
آنجا كه آزادي نيست،
اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد،
اجازه نمی دادند که رای بدهید!
 
به قـــولِ برتراند راسل
مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند،
در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند


نوشته شده توسط مریم در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت | لینک ثابت |

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!

( ساغول یولداش )


نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ساعت | لینک ثابت |

دقیقا یه هفته اس که از مسافرت برگشتیم ... ولی هنوز خستگی از تنمون در نرفته ... سفر خیلی خوبی بود ولی راه طولانی بود ، از شمال غرب رفتیم جنوب شرق ... لحظه تحویل سال یزد بودیم و این دومین بارم بود که سال جدید رو تو یزد شروع کردم

بهترین قسمت سفر هم که تو شیراز بود و دوتا از دوستان همدرد عزیزم رو تونستم ببینم سمر نازنین و سوداب عزیز که به قول خودش اصلا فکر نمیکردم بتونم ببینمش ، نرگس عزیز و نازنین رو هم از بدشانسی نشد ببینم ، ایشالله دفعه بعد

حس خیلی خوبیه دیدن یه همدرد ... درسته که هم سمر و هم سودابه رو برای اولین بار میدیدم ولی حس میکردم خیلی وقته میشناسم و خلاصه که دیدار خیلی خوبی بود ... تا یادم نرفته از ملودی ناز و خوشگل هم تشکر میکنم ُ اینم یه بوس گنده واسه ملودی

به قول استادم که همدردمم هست بهم گفت مریم تو فکر کنم ام اسیای آفریقا رو هم میشناسی  هر شهری که میرسیدیدم مینا میپرسید مریم اینجا دوست همدرد نداری بری ببینینش

ممنون بابت همه دوستانی که روز تولدم یادم کردن ... اولین بار بود که تولدم رو خونه نبودیم و وسط جاده ها بودیم ، بازم حس خیلی خوبی داشت دوستانی که فکر نمیکردم یادشون باشه هم سورپرایزم کردن، حالا بماند که بعضیها از اول عید هر روز تبریک میگفتن

نمیشه که من برم یه جایی و عکس نگیرم البته ایشالله به زودی یه دوربین خوب میگیرم بعد منتظر عکسای هنری باشین


نوشته شده توسط مریم در جمعه هجدهم فروردین 1391 ساعت | لینک ثابت |

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ banooyefarvardini محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط مسعود بینایی